حلول باران مرا برد
-
تاریخ: 1401/10/8 ساعت: 12:29
باران رحمتت سرا پرده میزند باد وبهارت از دور بهانه میزندگل از نگاهتو شرمنده است وبس کوه احد از شرم شراره میزندگلبانگ صحبت ای دوست زما مگیر این روزگار ملالی اشاره میزنددردم بهار و بهاری زما رسد جان ملول ما هم بهاره میزندای صاحب عشق ...
علقمه پیداست عموجان
-
تاریخ: 1401/10/8 ساعت: 12:29
کاش تشنه لب نبودم عموجانآمد آن وقت سحرگاه اذاناز برِ گوشِ سکینه به سلامعطر از معرکه آغوش خودش وا بکنددر سحرگاه دلی عطر اذان گوش کندپیش تا قطره شود در برِ اوجسر به سجده دل خویش وا بکندای دل آرام بگیر علقمه اینجا پیداستاشک میریزد و دنبال صنوبر برودتو فقط اذن اذان را به سلامت بفرستمابقی دست اذان گوست ک...
جامانده
-
تاریخ: 1401/10/8 ساعت: 12:29
خونین کفن تا پشت در، آید صدایت میکندلبیک گو، گو یا حسین حتماً درش وا میکندغمنامه را دستش بده حتماً نگاهی میکنداز پشت در نَه، حتماً از قلبش نگاهش میکندفریاد می آید اذان، قدقامتِ موجِ روانگویی به رسم عاشقی حتماً غلامت میکندای یوسف مستیِ ما، لبیک یا ابنِ دعادر هر مسیر و موکبش حتماً جوانت میکنداین عشق ا...